آرام مثل موج
شروع دوباره زندگی
روزها را می شمرم که ندانم به کجا می رسم
نفس های آخر است
بن بست ها رخ می نمایند
و درماندگیم در حال رجز خوانیست
تمامی ندارد این لحظه های سردرگمی
می روم به سوگ خاطره ها بنشینم
شاید خدا مددی....
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت 15:24 توسط بی قرار
|