بوی دروغ می شنوم ازین اوضاع
باید بگویم
همان حسی که ندارمش
تلخم و خموش
گاهی فقط فریاد اشک اندکی آرامم می کند
تهوع امانم را بریده
همه جا بوی دروغ می آید
از همه...
بو، رنگ، قیافه و حتی طعمشان
متنفرم از آنهایی که پوستشان فقط نقاب انسان است و بس
........................................................................................
پ.ن۱:یک احساسی دارم که تو هیچ کلمه ای نگنجید
شاید یه چیزی شبیه ... بازم نمی دونم
پ.ن۲: چه حسی دارید اگه سرتون کلاه گذاشته باشن اونم غیر مادی و یک طرفش هم یک دوست باشه؟
پ.ن۳:نوشتن تو بلاگفا داشت از یادم می رفت
+ نوشته شده در دوشنبه پنجم مرداد ۱۳۸۸ ساعت 13:46 توسط بی قرار
|